محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

185

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

3 پادشاه قشتاله حوادث مملكت غرناطه را به دقت زير نظر داشت هنگامى كه آتش جنگ داخلى ميان مسلمانان افروخته شد و نشانه‌هاى فرصتى مناسب پديد آمد جنگ بر ضد غرناطه را آغاز كرد . پادشاه قشتاله از اينكه در زمان پيمان صلح ، مسلمانان الصخره از او گرفته‌اند و او هنوز نتوانسته آن را بازپس ستاند ، در لهيب خشم مىسوخت . پس لشكرى نيرومند به سوى غرناطه روان داشت . سرداران قشتالى بر آن بودند كه نخست به الحامه ( الحمه ) در قلب اندلس و جنوب غربى غرناطه حمله كنند زيرا از ضعف وسائل دفاع در آنجا نيك آگاه بودند و اگر بر آن مستولى مىشدند مىتوانستند غرناطه و مالقه را تهديد كنند . الحامه شهرى توانگر بود و از جهت حمامهايش كه مجمع ملوك غرناطه و امراى آن بود اشتهار داشت . اين نقشه پيروز شد و در يك شبيخون ، بر قلعهء آن دست يافتند . سپس با وجود دفاع جانانهء مردم بر شهر نيز مستولى گرديدند و بسيارى از مسلمانان را كشتند و اسير كردند و برده ساختند . اين واقعه در ماه محرم سال 887 ه / فوريهء سال 1482 م اتفاق افتاد . سلطان ابو الحسن با قواى خود براى بازپس گرفتن الحامه در حركت آمد و آن را به شدت در محاصره گرفت ولى نتوانست بر آن غلبه يابد . و چون شنيد كه پادشاه قشتاله خود با سپاهى گران به يارى مدافعان شهر مىآيد ، از محاصره دست برداشت و بازپس نشست . « 21 » هنوز چند ماهى نگذشته بود كه پادشاه قشتاله لشكر به لوشه « 22 » برد . لوشه بر ساحل رود شنيل است در شمال غربى الحامه و در نزديكى آن . پادگان مستقر در لوشه به سردارى امير سالخورده على العطار « 23 » كه در عين سالخوردگى از دليران و سلحشوران غرناطه در آن عصر بود به

--> ( 21 ) . اخبار العصر ص 6 و 9 . همچنين 012 . 602 . p : dibi . ttocserP ( 22 ) . به اسپانيائى ajoL ( 23 ) . در روايات مسيحى از دلاوريهاى اين سردار مسلمان كه به ratailA معروف است ياد شده . رجوع كنيد به روايت azeaB ed odnanreH كه به اهتمام ميللر همراه با كتاب اخبار العصر منتشر شده .